پس زمینه پارالاکس

کتاب رویکردهای نوین پایداری شهری در شهرهای جدید

درباره کتاب رویکردهای نوین پایداری شهری در شهرهای جدید

 

در دو دهه گذشته تأکید بر مفهوم پایداری دستمایه تلاش‌های جهانی بیشتری قرار گرفته است و سازمان ملل متحد نیز با برگزاری دو تلاش هماهنگ و گسترده بین‌المللی – دستور کار 21 و اهداف توسعه هزاره (MDGs) – اقدامات متعددی را برای ایجاد وحدت رویه در ارتقای کیفیت زندگی در تمام دنیا و به ویژه مناطق کمتر توسعه یافته و آسیب‌پذیر انجام داده است. حال سؤال مهم این است که چرا با گذشت چهار دهه از ورود مفهوم پایداری به متون توسعه شهری و تأکید بین‌المللی در دو دهه گذشته بر آن، همچنان چالش‌های جدی در این زمینه پابرجاست؟ پاسخ این سؤال نیازمند بررسی‌های عمیق است، اما یکی از پاسخ‌های محتمل در اینجا به صورت مختصر مورد ارزیابی قرار می‌گیرد.

در طول این دو دهه جهان تغییرات گسترده‌ای را در خود تجربه نموده است و مدل‌های سنتی اقتصادی و تزهای سیاسی بیش از پیش شکست‌پذیری خود را نشان داده‌اند و در مجموع می‌توان گفت نظم نوین جهانی در حال شکل‌گیری است. یکی از زیرمجموعه‌های این نظم نوین جهانی بر پایه کاهش اختلاف اقتصادی میان کشورهای توسعه‌یافته و کمتر توسعه‌‌یافته استوار است و مبتنی بر آن کشورهای کمتر توسعه‌یافته و در حال توسعه تلاش گسترده‌ای را برای دستیابی به سطوح بالاتر شاخص‌های اقتصادی تنظیم‌شده از سوی کشورهای توسعه‌یافته آغاز نموده‌اند و نظم نوین جهانی نیز چنین تلاشی را به طرق مختلف مورد ستایش قرار داده است. اما، معنای ضمنی و پنهان این تلاش تخریب هرچه بیشتر محیط‌زیست و نیز کاهش چشمگیر کیفیت زندگی در مناطق شهری بزرگ مقیاس شهری به عنوان موتور محرک توسعه در کشورهای در حال توسعه و کمتر توسعه‌یافته است. این‌چنین، مقوله پایداری و دستیابی و ارتقای آن، هر روزه با چالش‌های جدیدتری مواجه است که اکثر آنها ناشی از پیشرفت اقتصادی مناطق کلان‌شهری و حوزه‌های پیرامونی آنهاست. شهرهای جدید ایران دقیقاً در همین قالب و چارچوب در مسیر مواجهه با چالش‌های جدید شهری قرار می‌گیرند؛ بدین‌معنا که با پیشرفت اقتصادی و جمعیت‌پذیری و ثبات نسبی جمعیت در این محدوده‌های نوظهور شهری، به جای ارتقای پایداری، وضعیتی ناپایدارتر از دهه اول شکل‌گیری آنها رخ داده است و دلیل آن نیز مشخص است: عدم توجه به مقوله پایداری اجتماعی.

مجموعه حاضر با این نیت و هدف شکل‌ گرفته است. پس از انتخاب اینجانب به عنوان مؤلف کتاب، فراخوان و دعوتی گسترده در میان اساتید و صاحب‌نظران برای دریافت مقالات منتخب صورت گرفت که با کمال مسرت و افتخار تعدادی از ایشان دعوت را اجابت نمودند و فرایند نگارش مقالات آغاز شد. نکته جالب آن بود که اکثر نویسندگان به صورت آگاهانه مقالات خود را به سمت مقوله پایداری اجتماعی سوق دادند که این خود می‌تواند واکنشی مثبت و جمعی به ضرورت مورد اشاره در سطور اولیه این مطلب باشد. بدین ترتیب، بعد از دو مقاله ارزشمند اول و دوم که جنبه‌های مختلف مقوله پایداری را در شهرهای جدید و شهرهای جدی ساحلی مدنظر قرار می‌دهند، مقالات بعدی بیشتر با تأکید بر وجه پایداری اجتماعی تهیه و تنظیم ‌شده‌اند و این امر نشان‌دهنده دغدغه قشر گسترده‌ای از متفکران و صاحب‌نظران عرصه پژوهش شهری به این مقوله است.